![]() |
![]() |
|
موش کور
موشهای کور پستانداران خانواده Soricomorpha هستند. موشهای کور عموما در زیر زمین لانه میکنند، هر چند برخی از گونهها نیمه آبزی هستند. موش کور چشمهای کوچک یا پوشانده شده دارد و احتمالا هنوز هم میتواند شب را از روز تشخیص دهد اما فرای این کور هستند. موش کور، حیوانی است که در اغلب کشورها وجود دارد؛ ولی با این همه نمی توان آن را مشاهده کرد. زیرا بیشتر زندگی خود را در زیر زمین می گذراند. فقط بعضی مواقع در باغها و مزارع، تپه کوچکی از خاک دیده می شود که پشت بام لانه موش کور است و در زیر آن موش کور در تاریکی مطلق زندگی می کند. موش کور، حیوان کوچکی است که به ندرت طول آن بلندتر از ۱۵ سانتی متر می شود. بدن این جانور از کرک بسیار نرم موشی رنگ پوشیده شده است و دم صورتی رنگ آن فقط ۲ یا ۳ سانتی متر طول دارد. موش کور گردن ندارد و گوشهای کوچک آن در زیر کرک پنهان شده اند. البته موش کور چشم دارد؛ ولی چشمهایش به اندازه نوک یک سنجاق هستند و با کرک پوشیده شده اند. به همین دلیل است که مدت زمان نسبتا زیادی همه خیال می کردند که موش کور واقعا کور است. در حالی که موش کور بیناست؛ اما ضعیف می بیند. ولی هرگز نمی توان به آن کور گفت. اگر کسی یک موش کور را بگیرد و روی زمین قرار دهد، ملاحظه می کند، که فورا به طرف محلی که خاک نرم داشته باشد می دود و بلافاصله شروع به کندن می کند. موش کور در کندن زمین سرعت و مهارت زیادی دارد. زیرا پاهای جلویش خیلی قوی هستند و شکل بیلهای کوچک را دارند. و بالاخره موش کور در مدت فقط چند دقیقه زمین را می کند و در آن ناپدید می گردد. برای آنکه تجسمی از سرعت موش کور داشته باشید، کافی است که بگوییم این جانور کوچک در طی یک شب می تواند ۷۰ متر تونل حفر کند. لانه موشهای کور، معمولا به صورت یک تپه دیده می شود. در داخل این تپه، دو تونل گرد وجود دارد که یکی بالای دیگری کنده شده است و چند تونل عمودی نیز آنها را به هم مربوط می سازد تا موشهای کور بتوانند در تمام جهات حرکت کنند. |
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1391ساعت 23:56 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
||||||||||||||||||||||||
|
پروانهاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزادممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.[نمایش]برای دیگر کاربردها، پروانه (ابهامزدایی) را ببینید.پروانهطبقهبندی علمیفرمانرو:جانورانشاخه:بندپایانرده:حشراتراسته:پولکبالان(طبقهبندینشده):گُرزشاخکانتیرههابالاخانوادهها پشیزبال: (Hesperioidea)پشیزبالان (Hesperiidae)بالاخانوادهها پروانهوارها: (Papilionoidea)پرستودمان (Papilionidae)کاهیبالان (Pieridae)پروانههای فرچهپا (Nymphalidae)حریربالان (Lycaenidae)فلزنقشیان (Riodinidae)پَروانه حشرهای است از راسته پولکبالان (Lepidoptera)، از خانواده طبقهبندینشده گُرزشاخکان.الگوهای گوناگون رنگارنگ بر روی بالهای پروانهها و پرواز نامنظم ولی باوقار آنها باعث شده تا تماشای پروانه یکی از سرگرمیهای محبوب در برخی کشورها بهشمار بیاید.پروانهها دارای چهار مرحله در زندگیشان هستند: مرحلهٔ اول تخم است، که پروانهٔ بالغ تخم گذاری میکند. مرحلهٔ دوم که تبدیل به لارو یا کرم میشود. در این مرحله لارو (کرمینه) مقدار زیادی برگ میخورد تا خود را برای مرحلهٔ بعد آماده کند. مرحلهٔ سوم شفیره است که کرم تاری به نام پیله بهدور خود میبافد و مدتی در آن بدون هیچ غذایی زندگی میکند. مرحلهٔ چهارم که پروانه است و جانور بالغ که دارای بال است از پیله بیرون میآید.محتویات [نهفتن] ۱ ساختار بدن۲ پوست بدن۳ ماهیچههای بدن۴ دستگاه تنفس۵ دستگاه گردش خون۶ تولید مثل۷ انواع پروانه۸ نگارخانه۸.۱ پرستودُمها۸.۲ پروانههای کاهیبال۸.۳ خانواده فلزنقشیان۸.۴ خانواده فرچهپا۸.۵ خانواده لطیفبال۹ پیوند به بیرون۱۰ منابعساختار بدن [ویرایش]بدن یک حشره شامل ۶ قطعه بهم جوش خورده است که ۴ قطعه آن دارای زائده هستند. آروارههای پایین و اولین آرواره بالانسبت به دهان در اطراف واقع میشوند و یک لب بالایی دهان را از جلو محافظت میکند. ماگزیلای دوم لب پایینی را میسازد. این اندامهای ذکر شده قطعات دهانی خرد کننده و جونده را تشکیل میدهند. در پروانه آرواره بالا به صورت قطعات دهانی مکنده خارج میشود.هر یک از ۳ قطعه سینه در بردارنده یک جفت پا است و به قطعات دوم و سوم یک جفت بال نیز متصل است. در شکم حشره، ۷ قطعه اول بدون زائده هستند. در قطعات هشتم و نهم زائدهای وجود دارد که به کار تخمگذاری کمک میکنند. مخرج در قطعه دهم قرار دارد. دو قطعه آخر سینهای و ۸ قطعه اول شکمی دارای روزنکهای زوجی هستند که به دستگاه تنفسی نایی منتهی میشوند.پوست بدن [ویرایش]سطح بدن دارای پوششی ویژه است که در دوران رشد پس جنینی و به هنگام پوست اندازی به شدت تحت تأثیر اعمال فیزیولوژیک مختلف قرار میگیرد. پوست بدن بر عکس کرمها و نرمتنان از استحکام و مقاومت زیادی برخوردار است. بررسیهای بافتشناسی پوست که بهوسیله میکروسکوپ نوری انجام شده نشان میدهد که پوست از دو لایه مشخص یکییاختههای روپوستی و دیگری لایه کوتیکول تشکیل میشود. پوست بدن بطور کلی وظایف زیر را انجام میدهد:• بدن را در برابر عوامل فیزیکی و مکانیکی مختلف محیط مانند زرهی محافظت میکند.• از تبخیر آب بدن که در زندگی حشرات دارای اهمیت ویژهای است جلوگیری کرده و مانع نفوذ مواد سمّی و خارجی به بدن میشود.• حشره را در برابر تغییرات بیش از اندازه گرمای محیط محافظت میکند.غدههای پوستیغدههای پوستی اعم از تک سلولی یا چند سلولی بلافاصله در زیر کوتیکول و یا اندکی فراتر قرار میگیرند. ترشحات آنها در مراحل مختلف زندگی حشره، اعمال بسیار گوناگونی را انجام میدهند. مهمترین غدههای پوست عبارتند از: غدههای چرب کننده، غدههای مومی، غدههای لاکی، غدههای ابریشمساز و غدههای پوستاندازی.ماهیچههای بدن [ویرایش]بیش از یک قرن است که معلوم شده است ماهیچههای بدن حشرات مانند دیگر بندپایان بجز در موارد استثنایی عموماً از نوع ماهیچههای مخطط است. رنگ آنها معمولاً روشن و یا خاکستری است اما ماهیچههای بال زرد، نارنجی و یا قهوهای روشن هستند. اینگونه رنگ آمیزی به سبب وجود رنگدانههای گوناگونی است که در ساختمان آنها پراکندهاند. چون بدن حشرات و پیوستهای آنها از بندهای زیادی تشکیل شده است به این دلیل تعداد ماهیچهها برای تامین حرکات آنها بسیار زیاد و قابل توجه است؛ چنانچه در بدن لارو بعضی از پروانهها تعداد آنها ۳۰۰۰ و گاهی بیشتر است.دستگاه تنفس [ویرایش]تنفس بهوسیله شبکهای از لولههای میان تهی ویژه به نام نایژه صورت میگیرد. مجموع این لولهها و انشعابات متعدد آنها بطور کلی دستگاه تنفسی حشره را بوجود میآورد. نایژهها لولههای برونپوستی منشعبی هستند که در دو طرف جانبی بدن بهوسیله روزنههای متقارن به نام استیگمات به بیرون باز میشوند.نایژهها به رنگ نقرهای شفاف بوده و درون آنها دارای پوشش کوتیکولی مارپیچی به نام تنیدیوم میباشد. انتهای هر یک از لولههای تنفسی به یک سلول نایژهای و لولههای تنفسی بسیار باریک به نام تراکئول ختم میشود. این تراکئولها که قطر آنها کمتر از یک میکرون میباشد برای اکسیژن رسانی بطور مستقیم به سوی اندامها، بافتها و سلولهای بدن کشیده میشود.دستگاه گردش خون [ویرایش]دستگاه گردش خون حشرات در مقایسه با دیگر جانوران بیمهره سلومدار بسیار ساده بوده و تنها از یک لوله پشتی تشکیل شده است. این لوله در ناحیه شکم معمولاً قلب و درقفسه سینه و سر، آئورت را بوجود میآورد. در پروانه لوله پشتی با خانههای قلب است. در این حالت قلب به تعدادی اطاقک که در بیشتر موارد تعداد آنها به ۸ عدد میرسد تقسیم شده است. جریان خون به داخل قلب بهوسیله روزنههای جانبی آن که در حد فاصل خانهها قرار دارند انجام میگیرد.تولید مثل [ویرایش]در پروانه جنین به صورت رشد نیافتهای از تخم درمیآید و در ظاهر به کرم های حلقوی میماند. این لاروها طی پوست اندازیهای متوالی رشد میکنند و سرانجام محفظههایی در دیواره بدن پدید میآید و قرصکهای شفیرهای آغاز به پیدایش میکنند. این دیسکها جوانههای درونی هستند که بعدها زائدههای جانور بالغ مانند بالها، پاها و قطعات دهانی جدید از آنها حاصل میشوند. تغییر شکل لارو کرمی شکل به جانور بالغ در درون پیله انجام میشود. در این مرحله محفظههایی که محتوی قرصهای شفیرهای هستند باز میشوند و زواید بدن جانور بالغ کمکم ظاهر میشوند.انواع پروانه [ویرایش]میوهٔ اژدها، پرتقال، موز و گریپفروت از غذاهای مورد علاقه پروانهها هستند.پروانه اطلسیاین حشره شبزی بزرگترین بالها را در میان گروه پروانهها دارد. اما بدن او کوچک است و در حدود ۵ سانتیمتر طول دارد. بالهای جلویی نوع بالغ به سمت عقب خم شده و هر چهار بال او دارای طرحهای نیمه شفاف میباشند.پروانه بلوطیاین پروانه درشت هیکل دارای شاخک های بسیار کوچکی است و تا به سن بلوغ نرسد، غذا نمیخورد. نرها و مادهها از نظر اندازه و رنگ با همدیگر فرق دارند. نوع نر خیلی بزرگتر از نوع ماده است. نوع ماده تا زمانی که نوع نر آن را پیدا کند و با او جفتگیری نماید، پرواز نمیکند.پروانه شطرنجی دم چلچلهایاین پروانه استوایی که در همه جا پراکنده است، یک پرواز کننده قوی میباشد و احتمالاً برای پیدا کردن غذا مهاجرت میکند. پیله این پروانه به خوبی استتار شده و در صورت مورد تهدید قرار گرفتن، شاخ چنگالی شکل پشت سرشان را باد میکند. این شاخ بوی تنفر انگیز و بدی را در فضا منتشر میکند.پروانه فینیقیهاینام دیگر این پروانه آپولوی کوچک میباشد. این پروانه در مناطق کوهستانی زندگی میکند و به ندرت درمناطق پایینتر دیده شده است. طرح روی بالهای این پروانه متغیر است بالهای او بسیار نازک بوده و دارای پولک های ظریفی میباشند که نیمه شفاف به نظر میآید. پروانه فینیقیه در مقابل سرما بسیار مقاوم است و با وجود آن فقط در فصل تابستان فعال است.پروانه کوچک پستچیاین پروانه استوایی در حاشیه جنگلها زندگی میکند و از شهد گل ساعتی تغذیه میکند. گونه این پروانه دارای ۳۰ رنگ مختلف بوده و با لرزاندن بالهای خود پرندگان مزاحم را از خود دور میکند.نگارخانه [ویرایش]پرستودُمها [ویرایش] پرستودم کمیاب،Iphiclides podalirius. پرندهبال پالاوان،Troides trojana. پرندهبال کیرن،Ornithoptera priamus. Blue Mormon,Papilio polymnestor. پرستودم باغButterfly,Papilio aegeus. Pipevine Swallowtail,Battus philenor. Common Mime,Chilasa clytia.پروانههای کاهیبال [ویرایش]سفید سبزرگه،Pieris napi.خانواده فلزنقشیان [ویرایش]خانواده فرچهپا [ویرایش]پروانه شهریار,The Monarch,Danaus plexippusthe most widely knowndanaine butterfly. Common Nawab,Polyura athamas,a charaxine Nymphalidfrom India. Morpho rhetenor helenaa morphine fromSouth America. Julia Heliconian,Dryas julia. Sara Longwing,Heliconius saraa heliconine nymphalid. پروانه بالشیشهای،Greta oto. Lorquin's Admiral,Limenitis lorquinia limenitidine nymphalid. بالتوری پلنگی،Cethosia cyane ofsubfamily Cyrestinae. پروانه کما،Polygonia c-album. Common Buckeye,Junonia coenia.خانواده لطیفبال [ویرایش]Monkey Puzzle,Rathinda amor. Banded Blue Pierrot,Discolampa ethion. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:27 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
مورچهاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
مور یا مورچه (به انگلیسی: Ants ) حشرهای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راسته نازک بالان که در میانههای دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافتهاست. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شدهاند و تخمین زده میشود این تعداد تا ۲۲۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچهها به راحتی از شاخکهای آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند. اندازه اجتماع مورچهها میتواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچه ساده و مورچه نازای ماده و طبقهای از کارگرها و سربازها و سایر گروهها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود.همچنین اجتماع مورچهها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده میشوند، میشود.همچنین گاهی اجتماع مورچهها یک ابرجامعه توصیف شدهاست ٬زیرا مورچهها در آن با یکدیگر کار میکنند و از اجتماع خود دفاع میکنند... تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد. فقط مناطقی مانند جزایر دور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند. مورچه به بیشتر محیط زیستهای زمین چیره گشتهاست و در بیشتر محیط زیستها توانایی زندگی دارد. این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکیزی زمین را تشکیل میدهد. علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی، توانایی بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمیگردد. انواع مورچهها به صورتهای مختلفی مانند زندگی انگلی و بردهداری، همزیستی مسالمت آمیز و … تکامل یافتهاند. جامعهٔ مورچهها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیدهاست.این تشابه با جوامع انسانی سالهاست که الهام بخش و موضوع مطالعات بوده است. خیلی از تمدنهای انسانی از مورچهها در مراسم مذهبی ،تغذیه و موارد پزشکی سود میجویند.برخی از گونه ها بخاطر نقشی که درکنترل زیستی آفت ها ایفا میکنند بسیار ارزشمند هستند،هرچند توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها باانسانها شده است.آنها میتوانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانهها شوند. مورچهها قویترین حیوانات خشکی میباشند، چرا که میتوانند چند برابر وزن خود بار حمل کنند، مطالعه در زندگی مورچهها دانشمندان را به شگفتی واداشتهاست، چون وقتی آنها انبار غذای بعضی از مورچهها را بررسی کردهاند، با کمال تعجّب دیدهاند آنها، به طور دقیق دانههای جمع آوری شده را به طور منظّم در کنار هم قرار میدهند؛ آنها دانههای گندم را از وسط به دو نیم میکنند تا هنگام رسیدن رطوبت سبز نشود، ولی دانههای خربزه را به جای نصف به چهار قسمت تقسیم میکنند، زیرا میدانند که دانههای خربزه (تخم خربزه) اگر به دو نصف تقسیم شوند، باز هم قابلیت سبز شدن را دارند و به محض تماس با آب رشد خواهند کرد و لانهٔ مورچهها را از بین خواهند برد [۱]
رفتار [ویرایش]ارتباط [ویرایش]مورچه ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر از فرومون استفاده میکنند. این سیگنالهای شیمیایی در مورچهها نسبت به سایر نازک بالان تکامل یافته تر است. همانند سایر حشرات مورچه ها برای تشخیص بوی فرومون، از شاخکهای بلند و نازکِ متحرک خود استفاده میکنند. مورچه بوسیله دو شاخک خود اطلاعاتِ لازم درمورد جهت و شدت بو را استخراج میکند. از آنجایی که اغلب مورچهها در روی سطح زمین زندگی میکنند، آنها از سطح خاک برای بر جا گذاشتن رد فرومون استفاده میکنند تا دیگر مورچه ها نیز بتوانند آنرا دنبال کنند |
|||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:25 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
|||||||||||||||||||||||
ککاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
کَکها حشرات بدون بال، خونخوار، بسیار ریز و از راسته لولهبالان هستند که کمتر از ۳ میلیمتر طول دارند. ککها حرکتهای جهشی دارند. ککها بیشتر از پستانداران و گاهی از پرندگان خونخواری میکنند. به طور کلی از ۳۰۰۰ گونه کک فقط ۱۲ گونه به انسان حمله میکنند. مهمترین گونههای کک، کک جوندگان، کک انسان و کک گربه (Ctenocephalides felis) و کک سگ (Ctenocephalides canis) هستند. گزش آنها باعث تحریک، ناراحتی شدید و خونریزی میشود. کک جوندگان ناقل مهم طاعون خیارکی و تیفوس منتقله توسط کک است. ککهای گربه کرمهای نواری (ستودها) را منتقل میکند. کک تونگا (کک شنی) پوست انسان را سوراخ کرده و باعث عفونت میشود. ککهایی که انسان را میگزند در بیشتر نقاط جهان یافت میشوند. ککها از جمله پارازیتهایی هستند که در تهران اغلب منازلی که حیوانات خانگی از جمله سگ و گربه نگه داری میشود را در گیر میکنند. عمومیترین انگل در سگها در حقیقت از طریق کک به او سرایت میکند. عموماً ککهای سگ در اروپا یافت میشوند بطوری که ککهای گربه عموماً در آمریکا یافت میشوند. ککهای گربه در موارد نادر با خود بیماریهایی را حمل میکنند. ککها میتوانند به لباسها یا حیوان شما بچسبند. آنها در حیاطها، پرورش گاههای سگ و گربه، جنگلها و پارکها یافت میشوند یا در مکانهای دیگری که حیوانات در آنجا زندگی میکنند. چون برای آنکه اینها مکانهایی هستند که آنها میتوانند میزبانهای خود را پیدا کرده و تولید مثل کنند. یک کک ماده میتواند در روز ۵۰ تا تخم بگذارد. بر اساس تحقیقات آزمایشگاهی همانگونه که در تصویر هرم چرخه زندگی ککها در کادر مقابل مشاهده مینمایید، فقط ۵۰% از تخمهای هر کک به لارو تبدیل میشوند و در حدود ۳۵% از لاروها موفق به تنیدن پیله و تشکیل پوپ میگردند. جای خوشبختی است که از کل تخمهای اولیه کک فقط ۵% آنها به بالغ تبدیل میگردند. چرخه زندگی ککها شامل ۴ مرحله تخم، لارو، شفیره و بالغ است. ککهای بالغ ۱-۴ میلیمتر طول و بدنی بیضی شکل دارند و در طرفین فشرده و بدون بال هستند. همچنین پاهای آنها رشد مناسبی داشته و برای پریدن سازگاری دارند. تخم ککها حدود ۰٫۵ میلیمتر طول دارد، تخم مرغی شکل و سفید میباشد. کک روی میزبان خود تخم گذاری میکند، که این تخمها از بدن میزبان روی فرش، زمین، خاک یا هر جای دیگری میافتند و در شرایطی که دمای هوا اندکی بالا و هوا نسبتاً مرطوب باشد میتوانند دوام بیاورند و چرخه زندگی خود را کامل کنند. در عرض ۱۰ روز پس از قرار گرفتن تخم در محیط مناسب، لارو کرم مانندی که فاقد ضمائم حرکتی است خارج میشود. این لاروها از زیر سطح خاک حرکت میکنند و یا اگر داخل اتاق باشد به داخل فرشها و یا شکافهای کف نفوذ میکنند، لاروها از مدفوع ککهای بالغ تغذیه میکنند و در عرض ۵-۱۲ روز پیلهای ابریشم مانند در اطراف خود تولید و در آن شفیره گذاری میکنند. خروج حشره بالغ از پیله بسته به شرایط ممکن است از ۵ تا ۱۴۰ روز طول بکشد، پس از خارج شدن حشره بالغ از پیله، خود را به میزبانش میرساند و ادامه عمرش را که حدود ۱۰۰ روز میباشد روی میزبان سپری میکند. چرخه زندگی کک معمولاً در عرض ۳-۴ هفته کامل میشود. ککها ۴۸ ساعت پس از اولین خونخواری، جفت گیری کرده و به تولید تخم میپردازند. ککها نسبت به سرما حساسند و در زمستان قادر به تحمل سرمای هوای بیرون از منزل نیستند. ساختمانهایی که هوای گرم و مرطوب و غذای کافی وجود دارد بسر میبرند. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:21 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
خراز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد برای دیگر کاربردها، خر (ابهامزدایی) را ببینید.
خر یا اُلاغ یا درازگوش[۱] (Equus africanus asinus) حیوانی است از دستهٔ چهار پایان. این حیوان اهلی است و انسانها از آن به عنوان بارکش استفاده میکنند. خر در فرهنگ عامیانه ایران نماد حماقت است.
نگارخانه [ویرایش] |
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:19 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
یوزپلنگاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
یوزپلنگ یا یوز (نام علمی: Acinonyx jubatus) جانوری مهرهدار از رده پستانداران، راسته گوشتخواران، خانواده گربهسانان است. بدن این گربهسان در درازای چندین میلیون سال به گونهای پیشرفت پیدا کرده است که این جانور بتواند توانایی حرکت با تندی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را داشته باشد. سرعت یوزپلنگ در عرض ۳٫۵ ثانیه پس از شروع دویدن به صد کیلومتر در ساعت میرسد که از شتاب بسیاری از ماشینهای مسابقهای نیز بیشتر است. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینهای کم پهنا ولی عمیق و جمجمهای کوچک، ظریف و گرد، یوز را به سریعترین جانور روی زمین تبدیل کرده است. یوزها به آسانی از دیگر گربه سانان تشخیص داده میشوند. این امر تنها به دلیل وجود خالهای روی بدن او نیست بلکه بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشمهایبالا قرار گرفته و گوشهای کوچک و تا حدودی پهن است که آنها را متمایز میکند. طعمه معمول آنها غزالها (به ویژه غزال تامسون)،ایمپالا، آنتیلوپها و دیگر پستانداران سم دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار میکند اما مادههای دارای توله تقریباً هر روز به شکار میپردازند. در حالی که سایر گربه سانان شکارچیان شب هستند یوزها عمدتاً روز فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمههای خود میروند. تاکتیک او در شکار مخفی شدن و نزدیک شدن به طعمه است. زمانی که او به حدود ۳۰ متری طعمه خود رسید، با حرکتی سریع به طرف او یورش میبرد. تعقیب طعمه به طور متوسط بیست تا شصت ثانیه به طول میانجامد و این زمان در یک فاصله ۱۶۰ متری صرف میشود (حداکثر ۵۰۰ متر) و پس از آن دیگر طعمه را دنبال نمیکند. ضریب موفقیت او در شکار پنجاه درصد اندازه گیری شده است. میزان تغذیه روزانه آنها به طور متوسط در روز دو کیلوگرم است که به نظر غذای زیادی نیست. طول سر و بدن او بین ۱۱۲ تا ۱۳۵ سانتیمتر، طول دمش ۶۶ تا ۸۴ سانتیمتر و وزن او بین ۳۹ تا ۶۵ کیلوگرم اندازه گیری شده است. (نرها ۱۵ درصد درشت جثه تر از مادهها هستند) طول دوره عمر آنها در طبیعت هفت سال گزارش شده اما به نظر میرسد حداکثر تا ۱۲ سال هم عمر کنند. عمر آنها در اسارت تا ۱۶ سال هم گزارش شده است. مادهها هر دو سال یک بار زایمان دارند و نرها در سه سالگی به سن بلوغ میرسند. یوزها به دو حالت در طبیعت دیده میشوند: گروه خانوادگی و نرهای سرگردان. نرهای سرگردان معمولاً برادر بوده و اغلب یک ائتلاف دو یا سه نفره را تشکیل میدهند؛ به ندرت اتفاق میافتد که یک نر تنها زندگی کند. این ائتلاف در کنار هم قرار داشته، با هم به شکار رفته و معمولاً محدوده زندگی آنها با قلمرو چند ماده هم پوشانی دارد. پیش از زایمان، یوز ماده یک ناحیه یا کنام مناسب را که معمولاً علفزار بلندی در یک ناحیه مرطوب است انتخاب کرده و یک تا شش توله ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرمی میزاید. این تولهها از ۱۴ تا ۱۶ ماه پس از تولد تحت مراقبت مادر قرار دارند و یوز ماده به جز هنگام شکار لحظهای آنها را تنها نمیگذارد. در سه یا چهار ماهگی تولهها از شیر گرفته شده و توسط غذای حاصل از طعمه تغذیه میشوند. نرها در مراقبت والدینی نوزادان هیچ دخالتی ندارند. بچهها همیشه در حال بازی با یکدیگر بوده و مهارتهای شکار را با طعمههای زندهای که مادر به کنام باز میگرداند فرا میگیرند، هر چند این تولهها همچنان در شکار طعمه آماتور باقی میمانند. یوزهای جوان در سنین بعد از نوجوانی و در هنگام جدا شدن از مادر به مدت شش ماه به جهت ایمن بودن از خطرات احتمالی با هم باقی میمانند. اما پس از این دوره خواهرها گروه را ترک کرده اما برادرها به زندگی در کنار هم ادامه میدهند.
واژهشناسی [ویرایش]واژه یوزپلنگ یکی از واژههای اصیل پارسی است که از ترکیب دو کلمه «یوز» و «پلنگ» تشکیل شده است. یوز بُن مضارع مصدر یوزیدن به معنای «جَستن، جهیدن و طلبکردن» بوده و از این رو یوزپلنگ به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آن را با جستن و دنبال کردن میگیرد. ایرانیان باستان این جانور را بیشتر با نام «یوز» میشناختهاند و کمتر کلمه «یوزپلنگ» را برای آن به کار میبردند.[۲] پیدایش و پراکنش [ویرایش]زمان پیدایش یوز به حدود ۴ تا ۵ میلیون سال پیش باز میگردد و شواهد حاکی از آن است که آنها زودتر از دیگر گربههای بزرگ تکامل یافتهاند. قدیمیترین سنگوارههای آنها در آمریکای شمالی و در ایالتهای تگزاس، نوادا و وایومینگ آمریکا مشاهده شده است. یوزها زمانی در سرتاسر آسیا، آفریقا، اروپا، آمریکای شمالی گشت میزدند اما در انتهای عصر یخبندان (در حدود ۱۰ هزار سال قبل) تغییرات اقلیمی عظیم باعث نابودی بخش بزرگی از پستانداران شد که یوزها هم از این فاجعه بی نصیب نماندند. همگی یوزهای آمریکای شمالی و اروپا و بیشتر جمعیت آسیایی و آفریقایی این موجود از بین رفت و برخی از متخصصان عقیده دارند که جمعیتهای کنونی آن از اندک حیوانات بقا یافته و خویشاوند نزدیک اشتقاق پیدا کرده اند. ازدواج خویشاوندی بالا در تعداد پایین گروههای باقی مانده وضعیت وخیم کنونی این گونه را سبب شده است. این جانور دارای تنوع ژنتیکی بسیار پایینی بوده و جمعیتهای جانوری این چنین دچار مرگ ومیرهای زیادی میشوند. با وجود قدرت تکثیر بالای یوزها در طبیعت، تکثیر در اسارت این جانوران در جهت تکثیر آنها در بعضی نقاط مانند آمریکای شمالی جواب نداده است. گونه یوز دارای دو زیرگونه است: زیرگونه آسیایی و زیرگونه آفریقایی. هر چند در این مورد اختلاف نظر وجود دارد و برخی متخصصان تعداد بیشتری زیرگونه را در نظر میگیرند. در بین این دو، زیرگونه آفریقایی که در بسیاری از بخشهای این قارهپراکندگی دارد وضعیت نسبتاً بهتری را دارد. به نظر میرسد که در حدود ۵ تا ۱۵ هزار یوز هنوز در آفریقا باقی مانده اند. اما زیرگونه آسیایی آن که به یوزپلنگ ایرانی یا یورپلنگ آسیایی مشهور است و روزگاری در بخشهای وسیعی از خاورمیانه وهند پراکندگی داشت، اکنون تنها محدود به چند ده رأس در نواحی شرقی ایران شده است. پراکندگی یوز در بخشهای مرکزی ایران و در محدوده دشت کویر و دشت لوت و نواحی اطراف آن قرار دارد. تخریب زیستگاه ها و مناطق پراکندگی یوز، هجوم شکارچیان، دامداران، کشاورزان و زمین خواران، تخریب پارکها و مناطق حفاظت شده کشور، به ویژه آنها که در مجاورت شهرها قرار داشتند و مورد دست یازی ادارات دولتی و ارگانهای نظامی نیز بودند، توسعه بخشهای زیادی از مناطق طبیعی و تبدیل به منازل مسکونی، کارخانه و پادگانهای نظامی از عوامل مهم در از دست رفتن زیستگاه این گونه می باشند. علاوه بر اینها شکار یوز، صید طعمههای بالقوه جانور، هجوم دامداران و سگهای گله؛ اشغال آبشخورها نیز از جمله تهدیدهای این جانور میباشند. برنامه بررسی وضعیت یوز در ایران در دست اقدام است. این بررسیها در جهت جلوگیری از کاهش تعداد این جانور انجام میشود. یوزپلنگ آسیائی [ویرایش]شهریورماه سال۱۳۷۳، ماده یوزی به همراه سه توله تشنه خود برای نوشیدن آب وارد باغهای اطراف شهر بافق شد. تعدادی افراد غیرمحلی(بنا به گفته محلیها ماموران شهربانی قدیم) با چوب به مادر و تولههایش حمله کردند، مادر موفق شد از این مهلکه جان سالم به در ببرد، اما تولهها اسیر دست انسانهای ناآگاه شدند. دو توله زیر ضربات چوب جان خود را از دست دادند و توله دیگر زخمی و ضرب خورده با کمک مردم با تماس با حفاظت محیط زیست بافق و ماموران حفاظت از محیط زیست آن شهرستان نجات یافتند، این توله که بعدها ماریتا نام گرفت به پارک پردیسان تهران منتقل شد و بعد از ۹ سال اسارت، در سال ۸۲ به دلیل عفونت ریوی جان باخت. به گفته شاهدان عینی، ماده یوز تا مدتها به نزدیکی محل واقعه میآمد و تولههایش را صدا میزد. «ماریتا» تنها یوز آسیایی در اسارت موجود درپارک پردیسان تهران چند سال قبل بر اثر بیماریهای ناشی از اسارت، چشم از جهان بست. علاقمندان به یوز آسیایی روز نهم شهریور (سالروز نجات ماریتا) را روز حفاظت از یوزپلنگ نامیدند و در مراسمی یک روزه یوز آسیایی را به عنوان سمبل و میراث طبیعی ایرانیان معرفی کردند. زیستگاههای یوز آسیائی [ویرایش]نسل یوزپلنگ آسیایی در تنها زیستگاهش ایران، در حال انقراض است. در گذشته، زیستگاه یوز پراکندگی وسیعی از شبه جزیره عربستان تا هندوستان و ترکمنستان داشتهاست. اما در قرن اخیر بر اساس اطلاعات موجود نسل یوز آسیایی جز در ایران در سایر کشورها منقرض شدهاست: عراق ۱۹۲۹، کویت ۱۹۴۲، هند ۱۹۴۷، قزاقستان ۱۹۷۰، پاکستان ۱۹۷۲،ترکمنستان ۱۹۷۳، عربستان ۱۹۷۳، عمان ۱۹۷۷ در ایران، گسترهای از بمپور در بلوچستان تا طبس، پارک ملی گلستان در خراسان، منطقه حفاظت شده خوش ییلاق، پارک ملی توران و پارک ملی کویر (سمنان)، نفت شاه در باختران، منطقه حفاظت شده موته در اصفهان، تمام مناطق یزد، منطقهبهرام گور فارس، حاجی آباد در بندرعباس و پارک ملی خبر روچون و راور در کرمان در سالهای قبل زیستگاه یوز آسیایی به شمار میآمد. در سالهای اخیر یوز فقط در مناطق نایبندانِ طبس، بافق، دره انجیر و کالمند در استان یزد، ذخیره گاه زیستکره توران و پارک ملی کویر در سمنان، میاندشت در خراسان شمالی و بجستان در خراسان رضوی مشاهده شدهاست. مشخصات یوز [ویرایش]یوزپلنگ از خانواده گربه سانان به شمار می آید که به دلیل داشتن دست و پایی بلند، بدنی کشیده و باریک و سینه ای فراخ تا حدود زیادی به سگهای تازی شبیه است. رنگ بدن یوز نخودی است و خالهای ریز و درشتی آن را پوشانده است. بسیاری از مردم یوز را با پلنگ اشتباه می گیرند، اما تفاوت بارز این دو گونه در شکل خالهایشان است. در یوز خالها توپر و گرد است، در حالی که خالهای پلنگ درشت و توخالی و گل مانند است. وجود نوار سیاه رنگی که از گوشه چشم یوز تا دهان امتداد یافته و به "خط اشک" معروف است نیز از مشخصات بارز یوز به شمار میآید که پلنگ این خط را ندارد. فرق دیگر یوز پلنگ با پلنگ این است که یوز پلنگ در پشت گردن یال دارد ولی پلنگ ندارد. یوز سر کوچکی دارد و چشمانش برای بهتر دیدن از پشت بوتهها، نسبتاً بالا قرار گرفتهاند. همچنین یوز می تواند با سرعت ۱۱۰ کیلومتر در ساعت ۵۰۰ متر بدود. یوزپلنگ آسیایی در طبیعت حدود ۱۲ سال زندگی می کند. یوز ماده می تواند یک تا هشت مرتبه بین سه تا چهار نوزاد به دنیا بیاورد. نوزاد یوز تا ۲۰ ماهگی باید در کنار مادر باشد تا نحوه شکار و گرفتن طعمه را آموزش ببیند. یوزپلنگ یک گربه سان است؛ گربه ای که سری گرد و کوچک و گربه مانند و بدنی شبیه به سگ دارد؛ دست و پا و بدنی بلند و کشیده. مانند سگها شکارش را تعقیب می کند؛ بر خلاف گربه هایی مانند ببر و پلنگ که به کمین کردن معرف هستند. بدن یوزپلنگ از مو هایی زبر و به رنگ نخودی تا زرد روشن پوشیده شده که روی آن تعداد زیادی خالهای سیاه رنگ تو پر نقش بسته تعداد خالهای روی بدن هر یوزپلنگ آفریقایی به بیش از سه هزار عدد می رسد، ولی تعداد آن در یوزپلنگ آسیایی (ایرانی) کمتر است، چون خالهای آن بزرگ تر و در نتیجه تعداد آن کمتر است. یوزپلنگهای آفریقایی و ایرانی تفاوتهای دیگری هم با هم دارند. یوزپلنگ ایرانی نسبت به یوزپلنگ آفریقایی دارای هیکل بزرگ تر و رنگش روشن تر است. به همین خاطر خیلی زیبا تر از یوزپلنگ آفریقا و در عین حال خیلی کمیاب است. به همین خاطر در حال حاضر کارشناسان گوناگون از سر تا سر ایران و جهان بر روی آن تحقیق می کنند. این حیوان که بر خلاف اسمش که ممکن است برای خیلیها وحشت ایجاد کند، خیلی آرام است. یعنی امکان دارد شما یک روز در طبیعت شانس داشته باشید که یوزپلنگ را از فاصله یکی دو متری ببینید، ولی این حیوان کوچکترین آسیبی به شما نرساند وخیلی راحت بتوانید از آن عکس بگیرید و یا تماشایش کنید، حنی می بینید این حیوان پس از مدتی بلند میشود و میرود، ولی متأسفانه خیلیها فکر می کنند که یوزپلنگ وحشی است و آن را می کشند. خط اشک یوزپلنگ نوار سیاهی است که از گوشهٔ چشم تا خارجی دهان آن ادامه دارد و با جذب نور خورشید از انعکاس نور جلوگیری میکند و با کم کردن زنندگی نور خورشید، درست مانند عینک آفتابی، از چشمان یوزپلنگ محافظت می کند. خط اشک یکی از راههای شناسایی یوزپلنگ در میان گربههای خالدار دیگر است. خطراتی که یوز را تهدید میکند [ویرایش]دشمن طبیعی یوز، سگ گله و پلنگ است. برخلاف تصور اکثر مردم، یوزها حیوانات آرامی هستند و هرگز به دامهای اهلی حمله نمیکنند. ورود دام به زیستگاه یوز از تهدیدات اصلى زندگى یوزپلنگ است، علاوه بر اینکه سگ گله ممکن است به یوز حمله کند، چوپانان هم به محض رویارویى با این حیوان با تصویر احتمال حمله یوز به دامها، حیوان را با تیر یا سنگ مى زنند. از سوی دیگر، با توجه به اینکه وجود آب در زیستگاه اصلی یوز که دشتهای باز و تپه ماهورهای واقع در مناطق استپی و بیابانی است، یک موهبت محسوب میشود، دام و بخصوص شتر وقتی سر آبشخور یا چشمه میآیند، آن را اشغال می کنند و دیگر نه یوز و نه طعمههایش به آنجا نمی روند. در نتیجه طعمههای یوز مهاجرت می کنند یا می میرند و به دنبال آن زندگی یوز هم تحت تاثیر قرار می گیرد. گفتنی است که غذای اصلی این حیوان را آهو، جبیر، قوچ و میش، کل و بز و خرگوش تشکیل می دهد که امروزه به دلیل شکار بیرویه شکارچیان غیرمجاز مجهز به خودروها و موتورسیکلتهای قدرتمند صحرایی، جمعیت آنها نیز به شدت در حال کاهش است. تلاش برای حفظ یوزپلنگ آسیایی [ویرایش]پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، با همکاری برنامه توسعه سازمان ملل و سازمان حفاظت ازمحیط زیست در سال ۲۰۰۱ شروع به کار کرد. براى کار مطالعاتى و حفاظتى، ۵ منطقه انتخاب شد که گمان مىرفت ۸۰ درصد یوزهاى ایران در آن مناطق پراکندهاند. پارک ملى توران، پارک ملى کویر در استان سمنان، منطقه حفاظت شده بافق و پناهگاههاى حیاتوحش دره انجیر و نایبندان در استان یزد. آمار موجود از یوز آسیایی [ویرایش]با اینکه آمار یوز آسیایی را در ایران گاهی بین ۵۰ تا ۶۰ قلاده و در کل، کمتر از ۱۰۰ قلاده عنوان کردهاند، این اعداد را "حدس کارشناسی" می دانند. چرا که یوزپلنگ حیوانی به شدت مخفی کار و فراری از انسان است، به راحتی خود را در طبیعت استتار میکند و گستره زیستگاهش بسیار وسیع است. همه این عوامل دست به دست هم می دهند تا آمارگیری از این گونه کاری بسیار مشکل شود. بهترین روش آمارگیری از یوز در ایران را استفاده از دوربین تلهای عنوان میکند. دوربینهای تلهای نوعی از دوربینهای اتوماتیک هستند که با عبور حیوان از جلوی چشمی دوربین، فاصله ای ۱۵ متری را عکس می گیرند. در واقع این دوربینها حضور حیوان را هم بواسطه تغییر شدت نور دریافتی در لحظه عبور درمییابند و هم از روی درجه حرارت بدن حیوان. ابتدا گذرگاههاى یوز را از روى ردپاى حیوان مشخص کرده، سپس دوربینهاى تلهاى را در آنجا کار گذاشته می شود. خالهاى روى بدن یوز، مانند اثر انگشت انسان، منحصربفرد است. بنابراین از روى عکسها، تعداد یوزها را در آن فاصله، مشخص کرده و با انجام کارهاى آمارى جمعیت یوز آن ناحیه را تخمین مىزنند. نصب گردنبند ردیاب برروی یوز [ویرایش]ژانویه سال ۲۰۰۷، پروژه رادیوتله متری و نصب گردنبندهای ردیاب روی یوزآسیایی برای نخستین بار به صورت عملی آغاز شد. طرف ایرانی این پروژه سازمان حفاظت محیط زیست، دفتر برنامه توسعه سازمان ملل (یو ان دی پی) در ایران و پروژه حفاظت از یوز آسیایی و طرف خارجی آن هم انجمن حفاظت از حیات وحش آمریکا (دبلیو سی اس) است .گردنبند ردیاب (جی.پی.اس کولار) شامل یک فرستنده و گیرنده رادیویی و قطعه ای برای تنظیم زمان باز شدن قلاده است. هدف از نصب این ردیاب بدست آوردن اطلاعاتی در مورد زیستگاه، توقف گاه، مسیرهای رفت و آمد و مهاجرت یوز است. این گردنبندها، آنتن زمینی دیگری دارد که اگر از یک فاصله ای به گونه نزدیک تر شویم، بدون دسترسی مستقیم به گردنبند، اطلاعات توسط امواج (یو.اچ.اف) به دستگاهی زمینی منتقل میشود و از کل این اطلاعات، می توان به رفتارشناسی این حیوان پی برد. وزن این گردنبدها ۲۸۰ گرم است. محدودیت زمانی این گردنبند باطری آن است که جی پی اس آن تا دوسال می تواند فعال بماند. گردنبندها طوری تنظیم می شوند که بعد از گذشت ۱۸ ماه، خودبهخود باز می شوند و از روی سیگنالهایی که می فرستد، جای آنها شناسایی می شود. براى گرفتن یوز در محل گذر آنها، تله هایی گذشته می شود که مجهز به فرستنده سیگنال هستند. به محض اینکه حیوان در این تلهها مى افتد، تیم به محل مورد نظر رفته و دامپزشک تیم اقدام به بیهوش کردن یوز مىکند. نمونه بردارى از خون و بافت حیوان، نصب گردنبند و جاگذارى میکروچیپى در پشت گردن یوز از اقدامات بعدى است. بعد از آن از دارویى براى به هوش آوردن حیوان استفاده مى شود تا حیوان، بیهوش در طبیعت نماند و خطراتى تهدیدش نکند. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:18 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
طوطیاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
برای دیگر کاربردها، طوطی (ابهامزدایی) را ببینید. طوطی پرندهای اغلب سبزرنگ و از راسته طوطیسانان (Psittaciformes) است که توانایی تقلید آوای آدمی در آن قابل تحسین است. طوطیها عموما در نواحی گرم و مرطوب آفریقا و هند زیست میکنند. ۳۷۲ گونه از پرندگان را که در ۸۶ جنس طبقهبندی میشوند، از راستهٔ طوطــیها بهشمار میآورند. این پرندگان بیشتر در نواحی گرمسیر استوایی زندگی میکنند و بهطور کلی در دو خانواده Cacutuidae و psittacidae قرار میگیرند. واژهی طوطی معرب توتی است و معنای آن پرندهای است سبز رنگ که به عرف آن را طوطا نامند و شکرشکن، شکرفشان، شکرمقال، شکرینمقال، شیرینزبان، شیرینسخن، خوش نوا و خوش حرف که همه اینها از صفات اوست. ناگفته نماند که در ادبیات فارسی و خصوصا در بین اشعار شعرایی چون مولوی و عطار از طوطی و صفاتش که غالبا به آمیخته با صفاتی انسانی است، به نیکی یاد شده است. بیشتر جمعیت طوطیها در مناطق گرم و حارهای و همچنین در مناطق معتدل نیمکرهٔ جنوبی پراکنده شده است. بیشترین تنوع گونهای این راسته در امریکای جنوبی و استرالاسیا(منطقهای که شامل استرالیا و نیوزلند و جزیرههای جنوب غربی اقیانوس آرام میشود)است. از ویژگیهای مورفولوژیکی طوطیها که مختص این راسته میباشد میتوان به نـــوک کـج و قوی، قامت راست، پاهای قوی و پاهای پنجهدار که حالت زیگو داکتیل دارد اشاره کرد. رنگ اکثر طوطیها سبز میباشد که این رنگ با رنگهای روشن دیگر ترکیب شده است. گاهی نیز طوطیها دارای چندیدن رنگ مختلف هستند. طوطیهای کاکــل دار(کوکاتوها)دارای تنوع رنگی از رنگ یـــکدست سفید تا یکدست سیاه هستند. ویژگی دیگر این خانواده وجود یک کاکل متحرک از جنس پر بر روی سرشان است. همینطور، حالت کمی از دیمرفیسم جنسی در این گونه دیده میشود. طوطی کوچک وزنی به اندازه ۱۰ گرم و طولی به اندازهی ۸ سانتیمتر دارد در حالی که طوطی یاقوت به عنوان بزرگترین این راسته دارای طول ۱ متر طول و وزنی حدودا ۴ کیلوگرم است. تغذیه در طوطیها بیشتر از مواد گیاهی مانند دانه، تخم گیاهان، غنچهها و .... میباشد. قابل ذکر است که عدهٔ کوچکی از این راستهحشرات و حیوانات کوچک چون موش های صحرایی را میخورند. بیشتر طوطیها در حفرههای درختان و صخرهها لانه سازی میکنند، تخمهای سفید رنگ میگذارند و جوجههای آشیان نشین دارند. طوطیها چون عدهای از کلاغها (کلاغ سیاه و کلاغ کبود)، از با هوشترین پرندگان در سطح جهان محسوب میشوند. قدرت تقلید صدای انسان در طوطی باعث شکار گونههای وحشی آن برای فروش بهعنوان حیوان خانگی شده است. شکار طـوطـیهـای وحشی بـهمـنظور فـروش آنها و یا برای تــفریـح نهتنها باعث تخریب زیستگاهشان بلکه کاهش شمار آنها شده است. البته ادارهی حفاظت محیط زیست اخیراً اقداماتی را جهت مراقبت از زیستگاه این پرندگان زیبای در حال انقراض، انجام داده است که باعث حفظ سایر گونههای این پرنده شده است .
منشأ و تکامل [ویرایش]فسیلهای بدست آمده از راسته طوطیها بسیار کم است که این امر باعث گمانهزنی در مورد نحوه تکامل این پرنده شده است. یک فسیل هفتاد میلیون سالهی ۱۵ میلیمتری که از منقار پایینی یک طوطی در سازند لانس کریک واقع در دهکدهٔ نیوبرا در ویوسیگ پیدا شده است جزو فسیل اولین طوطی هایی بهشمار میآمد که در دورهٔ کرتاسه زندگی میکردهاند. در حالی که تحقیقات بعدی نشان داد که این تکه فسیل پیدا شده احتمالاً متعلق به دایناسورهای کائگناتید(گروهی از دایناسورها که پرنده مانند نبوده ولی دارای منقاری شبیه به پرندگان بودهاند) بوده است. چیزی که امروز به عنوان یک فرضیهی پذیرفته شده وجود دارد این است که راستهٔ طوطیها و اجدادیشان در معرض سومین انقراض بزرگی بوده اند که حدود ۶۵ میلیون سال پیش در کرتاسه رخ داده است. اگر چنین فرضی درست باشد، طوطیها نباید از یک جد دایناسورشان که شباهتی مورفولوژیکی با طوطیها داشته است تکامل یافته، بلکه فقط تبدیل به پرندگانی درخت نشین شده باشند. اروپا اولین مکانی است که اولین فسیل طوطیهای درخت نشین در آن دیده شدهاست. این اولین تکه استخوان پیدا شده استخوانی است از بال موپسیتا تانتا که در دانمارک کشف شده است و سنی حدود ۵۴ میلیون سال دارد. آب و هوای اروپا در آن زمان حارهای بوده است (مطابق با دوران گرم پالوئین و ائوسین). جدیدترین فسیلی که در اروپا پیدا شده است سنی حدود ۵۰ میلیون سال دارد. چند فسیل تقریباً کامل طوطی مانند نیز در انگلستان و آلمان پیدا شده است. تعدادی فسیل نیز هستند که هنوز دقیقا تشخیص داده نشدهاند. چیزی که در مجموع در بارهی این فسیلها میدانیم این است که این فسیلها، فسیل خویشاوندان طوطیهای امروزی نیستند بلکه اجدادی از آنهایند که در نیمکرهٔ شمالی تکامل پیدا کرده و بعدها منقرض شدهاند. البته اینها دقیقاً حلقههای گمشده ما بین طوطیهای امروزی واجدادی نیستند ولی میتوان گفت که طوطیهایی هستند که همگام با طوطیها و کوکاتوها از خویشاوندان و اجدادیشان تکامل پیدا کردهاند. جدیدترین فسیلی که از طوطیهای امروزی پیدا شده است، سنی در حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون سال دارد که مشابه آن در اروپا نیز پیدا شدهاست. متعاقب آن نیز فسیلی است حاوی استخوانهایی مربوط به طوطیهای امروزی. |
|||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:15 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
|||||||||||||||||||||||||
گنجشکاز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
گُنْجــِشْکْ به پرندگان خانوادهٔ گنجشکیان گفته میشود که خود در راستهٔ گنجشکسانان میگنجند. گنجشک خانگی معروفترین گونهٔ گنجشک است که در تعداد بسیار زیاد در تمامی قارههای جهان و عمدتأ در مناطق شهری زندگی میکند. گنجشکها را نزدیکترین حیوان وحشی به انسان توصیف میکنند. گنجشک پرندهای است کوچک با منقار کلفت و مخروطی و پاهای نسبتاً کوتاه که اغلب پر و بال رنگارنگ ندارد. گنجشکان بیشتر بصورت اجتماعی بسر میبرند و بطور دستجمعی زاد و ولد میکنند. پروازی نیرومند دارند. در بیشتر گونهها دودیسی جنسیتی (تفاوت نر و ماده) مشاهده میشودد. در سوراخهای درختان، شکاف دیوار و صخرهها لانه میسازند. بیشتر از دانهها و مواد گیاهی و گاه جانوری تغذیه میکنند.
انواع گنجشک [ویرایش]
گنجشک معمولی [ویرایش]گنجشک معمولی به طول ۱۴ تا ۱۵ سانتیمتر است. گنجشک نر تارک خاکستری پررنگ پس گردن بلوطی، گلوی سیاه، گونهها وسطح شکمی سفید مایل به خاکستری است. در پرواز خط بالی کوتاه و نسبتاً واضح ودمگاه خاکستری دارد. پرنده ماده و نابالغ فاقد سیاهی گلو، در سطح پشتی قهوهای تیره ودر سطح شکمی سفید چرک است. زیستگاه [ویرایش]زیستگاه مناطق مسکونی، کشاورزی، و بندرت دور از محل آدمی زندگی میکند. در سوراخها وپرچینها، روی شاخههای درخت ودر مناطق مختلف لانه میسازد. گنجشک امروزه تقریباً در همه جای دنیا یافت میشود. بیشتر گنجشکان آوازی دلفریب وموزیکال دارند. اغلب گنجشکان لانه خودرا در بوته زارها وعلفزارها میسازند، اما نوعی گنجشک لانه اش را در جاهای بلندتری نسبت به گنجشکان دیگر میسازد. گاهی لانه را بر فراز درختان همیشه سبز تا ۸ متر ارتفاع میسازد. لانه آنها از خار و خاشاک و الیاف گیاهی، وگاهی از شاخههای کوچک درختان است. موسم تخمگذاری [ویرایش]موسم تخم گذاری و جفتگیری گنجشکها معمولاً از نیمه فصل بهار آغاز میشود و تا اواخر پائیز ادامه دارد. ماده از ۴ تا ۶ تخم سفید رنگ باعلائم سرخ ــ قهوهای میگذارد. گنجشکانی که در نواحی معتدل بسر میبرند گاه بافرا رسیدن پائیز و زمستان بسوی نواحی گرم مهاجرت میکنند. نگارخانه [ویرایش] |
|||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:13 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
|||||||||||||||||||||||||
باز (پرنده)از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد برای دیگر کاربردها، باز (ابهامزدایی) را ببینید.
باز (نام علمی: Accipiter gentilis) یکی از انواع پرندگان شکاری است. بازها معمولاً بیش از ۶۱ سانتیمتر طول دارند. این پرندگان در نواحی قطبی شمال آمریکا، اروپا و آسیا زندگی میکنند. کوچکترین پرندهاین خانواده از آن آسیای جنوبی است با طول حدود ۱۵ سانتیمتر. مادهها گاه از نرها بزرگترند اما هردو معمولاً همرنگ هستند. هردو جنس نیز منقاری قوی، تیز، وپاهای نیرومند دارند. شاهینها به پرندگانی به اندازه خود وگاه بزرگتر از خود نیز حمله میکنند، وبسیاری از پرندگان را میکشند. شاهینها روزگاری در سراسر دنیا میزیست. اما امروزه به شدت کمیاب شده ودر برخی جاها دیده میشوند. احتمالاً معدودی از پرندگان میتوانند تندتر از شاهینها پرواز نمایند. گاه سرعتش هنگام شکار به ۲۹۰ کیلومتر در ساعت میرسد. به آسانی میتواند تندپروازترین اردکها، کبوترها، کبکها را شکار نماید. طول آن به ۴۶ سانتیمتر میرسد، بالهای گستردهاش به حدود ۱۰۹ سانتیمتر میرسد. قسمت بالای بدنش آبی خاکستری، و قسمت پائین سفید و بالکههای مایل به سیاهاست. لانهاش را درکنارصخرههای بزرگ میسازد و ۲تا ۶ تخم میگذارد. |
||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1391ساعت 0:11 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
||||||||||||||||||||||||||
عقاباز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد برای دیگر کاربردها، عقاب (ابهامزدایی) را ببینید.
عقاب یکی از بزرگترین و نیرومندترین پرندگان جهان است. عقابها منظری مغرور و ترسناک و قدرت شکارگری بسیار دارند. برخی از عقابها حین پرواز شکار خود را صید میکنند. عقاب طلائی را گاه سلطان پرندگان گفتهاند. عقابها سخت از خطر، مخصوصاً انسان گریزان هستند وبندرت به آدمی حمله میکنند. عقاب توانائی بلند کردن یک آدم کوچک اندام را دارد.
مشخصات [ویرایش]عقاب معمولاً از ۷۶ تا ۸۹ سانتی متر از نوک منقار تا انتهای دم طول، و از ۳ تا ۶ کیلوگرم جرم و بالهایش حدود دو متر بلندی دارد. سر عقاب بزرگ و پوشیده از پر است. چشمانی درشت دارد که هریک از آنها در یک طرف سرش قرار دارد. از قدرت بینائی فراوان بهرهمند میباشد. عقابها میتوانند از فراز آسمانها شکار خود را ببینند واز نقاط بلند همچون صاعقه بر سر شکار نگون بخت فرود آیند. منقار نیرومند وتندی دارند. منقار عقاب طلائی به پنج سانتی متر میرسد. برخی از عقابها منقاری بزرگتر دارند. رنگ و بال و طول و شکل عقابها از منطقه تا منطقهٔ دیگر اختلاف دارد به طوریکه در عقابهای آسیائی و اوروپائی وآمریکائی تفاوت آن نمایان است. عقابها پاهایی نیرومند و به رنگ زرد و روشن دارند. عقابها برای درهم شکستن شکار خود از منقار و چنگال پاهای خود استفاده میکنند. پاهای عقاب طلائی پوشیده از پر (ریش) است، اما قسمت پائین پاها بدون پر میباشد. محل زندگی [ویرایش]عقابها در علفزار و جنگلهای زمینهای پست و بر فراز کوههای بلند و ناهموار و در نقاط دوردست و تقریباً دست نخورده توسط انسان زندگی میکنند. با پرها و بالهای بلند، عقاب میتواند به آسانی پرواز وشکار خود را از زمین بلند کند. عقاب گاه، با بالهای خود به شکار ضربه میزند. اما نمیتواند با بالهایش بجنگد. عقاب هنگام جنگ از منقار و پاهای نیرومند خود استفاده میکند، بیشتر عقابها قهوهای رنگ و یا سیاه رنگ هستند. جوجه عقابها تا سن بلوغ خود که چهار سال طول می کشد پر و بال کامل ندارند. سّن عقاب [ویرایش]عقابها معمولاً از ۲۵ تا ۳۵ سال تقریباً عمر میکنند، البته گاه تا ۴۵ سال و حتی بیشتر هم عمر کردهاند. قلمرو عقاب از پنجاه تا ۱۷۰ کیلومتر مربع پیش بینی کردهاند. آشیانه عقابها بیشتر بر فراز بلندیها، بالای درختان بلند و شکاف صخرهها و کوههای مرتفع و پرتگاهها میباشد. |
|||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم تیر 1391ساعت 14:26 توسط ارمیتایوسف زاده و سوژاساعی |
|
|||||||||||||||||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 |
| آرشیو موضوعی |
|
حیوانات |
| برچسبها |
|
کرکس (3) ببرمازندران (2) گور خر (1) پنگوز (1) انسان ما قبل تاریخ (1) سگ سرابی (1) عقرب و کژدم (1) کرتاسه (1) موا (1) گاو می (1) موش صحرایی سیاه (1) سهره سینه سرخ (1) هدهد یا شانه به سر (1) کفتار (1) موش کور (1) خوکچه هندی (1) قرقاول (1) شپش (1) اژدها (1) گوزن زرد ایرانی (1) |
|
RSS
|